
Archive for May, 2006
یه دونه فریشته که خایه خودش خیلی داره
May 31, 2006یه دونه زن که خودش کافه داره این جوری باید که باشه
May 31, 2006یه دونه فیلم که اون کافه ترانزیت هستش یه کمی بیشترم خوبی داره اون تو جهان، چراچونکه یه دونه زن هستش که خیلی اون بیشترم همیشه آزادگی داره تو جهان، بعدش اون وخ الکی کُس نمیده به هر کسی که اون میخواد، بعدش اون امماکن رنج زیاد اون میکشه تو جامعه، چراچونکه شوووورش مُرده شده، بعدش اون وخ داداش شوور اون که زن داره، یه عالمه بچه بازم خودش داره، اون میخوادش که بخوادش که کُس اونو بگیره همیشه واسهی خودش، امماکن خانمی که خیلی بازم بیشترم میخواد آزادگی اون داشته باشه، میگه که من نمیخوام که کُس بدم، مرده میگه چه قدر میخوای که من صبر کنم تا کُس یه دونه تو بدی، اون میگه هیچ وختی هیچ نمیخوامش که بخوامش که بدم، بعدش اون وخ اون مرده که مثل یه عالمه دیگه مرد ِ دیگه زیاد نامردی داره، میگه اگه نخواهی که بخواهی کُس بدی، کافهی تو بسته میتونه که بشه، بعدش اون وخ امماکن زنه بازم میگه یه دونه کُس نمیخوام که بخوام به تو بدم، بعدش اون وخ مرده میره اون زودی شکایت میکنه، که یه دونه زن نباید که بتونه که یه کافه اون خودش داشته باشه، چراچونکه اون تو کافه کُس میده، امماکن به من نمیده اصلاً، بعدش اون وخ پلیس اون زودی میآد که کافه رو بسته کنه، بعدش اون وخ مرده میگه پس نمیخواهی کُس بدی، میگه که نه، نمیدم، کُس ِ خودم مال خودم بوده بوده تا که بوده، به تو نمیدم هیچی، بعدش اون وخ کافهی اون خانومه پلمپ ِ اون بسته میشه، امماکن میره خودش زودی یکی کافه بازم باز میکنه، هیچیام امماکن به هیچ کسی کُس نمیده.
یه دونه فریشته که اون کُس شو همیشه قایم می کنه
May 27, 2006
