آیه‌های کتاب پلنگ خانوم

همانا آیه‌های کتاب پلنگ خانوم

آیه‌ی یک: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به اسلام و هی می‌گین تازه اسلام شما چه قدر اون وخ بیش‌تر از اون نازم داره خیلی زیاد، بعدش اون وخ هی می‌گین که قانون اساسی خیلی‌ام تازه بیش‌تر از هر چی بگی قشنگ‌تر هستش مثلا، آیا چشم ندارید که کور هستید؟ یا کور هستید امماکن چشم‌تون به خیالش که داره خیلی اون وخ خوب می‌بینه؟ آیا پند نمی‌گیرید؟
 

آیه‌ی دو: ای کسانی که عین ابرام نبوی می‌گفتین اگه که یکی اون وخ جمعیتش زیاد نباشه، هی زرافشان باشه، یا گنجی باشه، اون نمی‌تونه مشروعیت، هیچی بازم داشته باشه، آیا نمی‌بینید که کورید که مشروعیت این جوری هستش یه روزی؟ آیا جمهوری اسلامی توی چشم‌های همه‌تون فیلتر چسبونده یعنی مثلا؟ پس همین الان می‌فرماییم که تمام اجنه مجنه، هر چی فرشته مرشته هست کوری‌ی چشم تو رو باز بکنن، تا که اون وخ تو بتونی که بدونی که صدای چکمه، اون خودش تازه بیش‌تر از هر چی بگی مشروعیت خیلی زیاد داره حالا. آیا پند نمی‌گیرید؟
 آیه‌ی سه: ای کسانی که می‌گفتین هر کی که اون بتونه بگه که یعنی رأی دادن خیلی حرومه مثلا، اون خودش خیلی تازه بیش‌تر از هر کی بگی خائن هستش به خیانت همیشه، آیا نمی‌بینید که کور هستید امماکن تازه بعدش اون وخ زبون‌ دموکراسی‌های شما خیلی زیاد اشکال اون داشته بوده و داره بوده؟ آیا پند نمی‌گیرید؟
 

آیه‌ی چهار: ای کسانی که بیست و شیش سال هی پسته‌ها رو بردین توی خونه‌ی خودتون، بعدش اون وخ احمدی نژاد، بی‌پسته همه‌ش گریه می‌کرد که پسته، اون، اصلا، هیچی نداره، دلش اون وخ خیلی بازم بیش‌تر از هر چی بگی پسته می‌خواد، آیا کور بودید که بعدش اون وخ کر هم بودین؟ آیا پند نمی‌گیرید؟
 آیه‌ی پنج: ای قوم ظالمین که خیلی‌ام بیش‌تر از هر چی بگی ظالمی کردین توی دنیا مثلا، هی پسته خوردین و اون وخ آروغ زدین، بعدش اون وخ هی توی هر جا که تونستین ریدمون زدین، هی شاشیدین، و ما هی یه عالمه فریشتگان فرستادیم که تو رو قرآن نکنین این کارا رو، امماکن بال فریشتگان ما رو کندین و تازه اون وخ برشته کردین، مزه‌ی پسته شدش، آیا پند نمی‌گیرید؟
 

آیه‌ی شیش: ای کسانی که هر روز چاخانکی توبه می‌کنین، امماکن چاخانکی هستین و هیچ وخ توبه نمی‌کنین، آیا کور بودین که کر بودین که چشم‌تون ندید و گوش‌تون نتونست که بتونه که اون وخ صدای ما رو بشنوه؟ و ما این همه جن و پری عین خودتون، واسه‌ی شما رنگ کردیم و احمدی نژاد کردیم؟ آیا پند نمی‌گیرید؟
 آیه‌ی هفتم: همانا ان الله ِ گفته که چهار ماه در این سرزمین پسته بخورین، آروغ بزنین، بگوزین و ریدمون بزنین و امماکن بدانید که از اونا که پسته ندارن بخورن، فرار کردن نتوانید، ای قوم ظالمین!
 
همانا آیه‌های کتابِ پلنگ خانوم (2)
 

آیه‌ی شماره‌ی هشت: ای قوم بنی‌ابراهیم که چاخانگی ایمان آورده بودین، امماکن معلوم شد که اون وخ خیلی تازه بیش‌ترم هی خالی خالی بسته بودین، آیا پند نمی‌گیرید؟ و ما یه دونه احمدی نژاد براتون فرستاده کردیم. و ما اونو به هیئت خودتون فرستادیم که ما دانا هستیم به توانایی. آیا چشم ندارید که کورید؟ یا این که از بس که با پسته خورا نشسته برخاسته شدین، یادتون رفته که اول، همه این جوری بودین؟ و ما خیلی تازه همانا بیش‌تر از شما و شما دانا هستیم، به شما و هم تازه اون وقت به جد و آباد شما. و همانا شما خیلی‌ام بیش‌تر از هر کی بگی، از زیان‌کاران هستید.

آیه‌ی شماره‌ی نُه: ای قوم بنی‌ابراهیم که رفتین توی بروکسل نشستین، بعدش اون وخ هی می‌گین که جوراب احمدی‌ی ما بو می‌ده. و ما گفتیم پلنگ خانوم شما رو چشم‌بندی کنه که نتونین که بتونین ببینین از متکبّران هستین و الان‌ام اگه که بتونین هی تکبّر و تکبیر می‌کنید. آیا اینفلواِنزای گاوی گرفته‌اید که شامه‌ی شما یادش رفته که اولا جوراباتون، هم چنجولاش پاره بودش هم که تازه بیش‌تر از احمدی‌مون بو گندالو بودش خیلی؟ و ما او را آینه‌ی شما کردیم تا که شما الاغا بتونین به خودتون بنگرین که این جور آدمی بودین و تازه همه جاتون بوی زردآلوی گندالو می‌دادش همیشه. آیا پند نمی‌گیرید؟
آیه‌ی شماره‌ی ده: همانا ان الله گفته که ما خیلی‌ام بیش‌تر از هر چی شما هستین دانایی داریم. امماکن بخشایش ما و همه‌ی پرنده‌ها و چرنده‌ها و پنگوئن‌ها که خواهران توامان شما هستند الهی واسه‌تون حروم بشه. و همانا قسم به آفتاب کپنهاگ که خیلی اون داغه، و اون وخ قسم به آواز سهره و سول سورت ِ توی حیاط ما، که شما از تحقیر کنندگانید. و ما چشم‌های شما رو چشم‌بندی کردیم که یه دونه پسته‌خور خیلی گامبو رو، که همیشه تو لپّاش یه مشت مغز پسته قایم کرده، خوشگل ببینید، و همانا تا که می‌چُسه، بوی پسته بشنوید و مایه‌ی خنده‌ی فری‌شتگان ما شوید. آیا پند نمی‌گیرید؟ و ما از انتقام گیرندگانیم.
آیه‌ی شماره‌ی یازده: و ما یه دونه فری‌شته ‌به شکل پلنگ خانوم فرستاده کردیم که اون بتونه که بره به حضرت فاطمه صلواتو والصلات بگه الهی قربونت برم، اگه که می‌تونی بتونی دو رکعت نماز بخون واسه‌ی این احمدي‌ي ما که این قدر پسته نداشته اون که هیچ وخ بخوره، که این قدر زشت اون وخ ساخته شده. و ما بیش‌تر از آفتاب و ماه و ستاره دانا هستیم به شما و جد و آباد شما. و ما  از پاداش دهندگانیم.
آیه‌ی شماره‌ی دوازده: همانا ان الله گفته ای قوم بنی‌ابراهیم یعنی شما نبودین که بیست و شیش سال تزویر به تمام مزوّری کردین؟ و ما احمدی نژاد را برگزیده کردیم و یه دونه فری‌شته به اسم پلنگ خانوم نگهبانش کردیم، که ما از نگه‌دارندگانیم. و همانا اون وخ، اونو توانا کردیم به دانایی و آب‌های چشمه کوثر و زمزم و آب گرم محلات را به او دادیم که بده به احمدی نژاد تا از هر کدومش دلش می‌خوادش بخوره. و او را برگزیده کردیم تا توی هر کوچه و خیابون و میدون و بعدش‌ام بیابونش، منبه‌های آب بذاره واسه‌ی ایوحنّاس و یه دونه بلندگو بذاره تو شیرش که تا وازش می‌کنی، بگه آبِ یخ ِ خیراته. و ما از سیراب کنندگانیم.
آیه‌ی شماره‌ی سیزده: همانا ان الله گفته که ای کسانی که تزویر می‌کنید به مزوّر. آیا کور بودید یا یه دونه پسته‌خور گامبوی شیکم گونده‌ی ریدمونی چشم شما رو چشم‌بندی کرده اون واسه‌ی خودش؟ آیا کورید یا چشم ندارید که به تزوّر تزویر می‌کنید؟ از پسته هنوز مانده دو دانگی. و ما یه دونه فری‌شته به شکل شما کردیم که بقیه‌ی پسته‌ها رو اون یارو گامبوی ریدمونی، نه‌بتونه که بتونه تو لپّای خودش و توله‌سگاش قایم کنه. و ما او را رابین هود کردیم و به چشمه‌های نفت گفتیم زود باشین عین اون که یه وختی خیلی‌ام بیش‌تر از هر کی بگی، حسين حلاج بودش، خودتونو بتکونین، امماکن فرموده کردیم خرما نریزه ازتون، بعدش اون وخ به جای خرما ولی، تازه فوّاره کنین، نفت بریزین همه جا‌ها برای احمدی نژاد. و ما از پاداش دهندگانیم.
آیه‌ی شماره‌ی چهارده: و شما را بشارت دادیم، ای قوم بنی‌ابراهیم که اصلا به فری‌شته‌ی ما محل نمی‌ذارین، بعدش اون وخ همه‌ی آیه‌هاشو که ما براش می‌نویسیم ندیده می‌گیرن هی باز همه‌تون، چون که با جنسای بقال ِ تو بقالی‌ شما جور نمی‌تونه اون بتونه که باشه، بعدش اون وخ هیش کدوم به اون یه دونه لینک نمی‌دین هیچ وخ تو هیچ کجا. و ما بشارت می‌دیم همه‌تونو به یه دونه عذاب، که خیلی بازم الم‌انگیز هستش اون از هر چی که بتونی بدونی. و همانا ما از عذاب دهندگانیم. و ما فری‌شتگان فرستاده می‌کنیم که روزی نُه هزارتا هی روش کیلیک، کیلیک کنن. و ما از پاداش دهندگانیم.
 

همانا آیه های کتاب پلنگ خانوم (3)
 
آیه‌ی شماره‌ی پونزده:
الف، ب، پ، ت. و ما خودمون به تنهایی این آیه‌های پلنگ خانومو برای شما فرستاده کردیم، از قوم بنی‌اسرائیل و بنی‌ابراهیم و بنی‌احمدی‌نژاد. و همانا ما از عدالت کنندگانیم. و قسم به آفتاب و گُل و گیاه و آواز پرندگان چرندگان که ما اصلاً تو زندگی‌مون هیش وخ‌‌، توی هیچ جایی که اون یعنی توی دنیا بتونه که باشه، یه دونه قومی‌ رو ما به یه دونه قوم دیگه سروری نه بتونیم که بخواهیم که بدیم. و همانا یه عالم بیش‌تر از هر چی می‌تونی تو باید سپاس بذاری به این فری‌شته‌ی قشنگی که براتون فرستاده کردیم. و همانا پلنگ خانوم تا وختی که اون هیچ جوری هی با شما تزویر و مزوّر نکنه، اون خودش خاتم همه‌ی فری‌شته و مری‌شته و اجنه و ایوحنّاس هستش مثلا. و شما هر آینه تعیین کنندگانید. و ما امماکن خودمون آیه‌های اونو، یعنی خیلی باز بیش‌تر از هر چی اون وخ آیه توهر جا که بوده، اونا رو ما همه‌شونو هی بازم بیش‌تر از هر چی بگین روشن کردیم براتون. و همانا که ما از روشن‌کنندگانیم. و ما خورشید را به‌ش می‌گیم که در نیاد و تازه بعدش اون وخ به ماه و ستاره‌ هم می‌تونیم بگیم که روشن نکنه زندگی‌تونو هیچ وخ، اگه که به آیه‌های پلنگ خانوم به نهانکی یا آشکارکی ستم کنید. و همانا ما از روشن‌کنندگان و خاموش‌کنندگانیم. و ما به هر چی کلمه بودش، به همه‌شون دونه دونه برابری دادیم به نام دمکراسی. و همانا ما از دمکراسی آورندگانیم. ای کسانی که هی می‌گین ایمان آورده‌ایم، امماکن تا که ما رومونو می‌کنیم اون ور زودی تزویر به مزّور می‌کنین، بعدش اون وخ هر خری اون می‌تونه بفهمه که هیچی اصلا، هیچ جوری، ایمان نه‌که آورده بودین. و شما نمی‌تونین که بتونین که بگین از اون همه که ما واسه‌تون فرستاده کردیم، یه دونه‌ش‌ام تازه یه ذ‌رّه، اون، یه جاش بازم خرابه هستش الان مثلا. و همانا حرمت کنید آیه‌های پلنگ خانومو، همون جوری که اون هی به شما حرمت می‌کنه همه‌ش. و شما از حرمت‌کنندگان و از حرمت‌شوندگانید. و پلنگ خانوم همه‌تونو بشارت می‌ده به یه دونه عذاب که اون تازه بازم خیلی زیاد الم‌انگیز هستش مثلا اگه که یعنی نکنین.  و ما گُل را آفریده کردیم، بعدش اون وخ امماکن دیدیم عطرش، اون می‌تونه که بتونه بره تو سوراخ دماغ هر کسی، بعدش اونو زودی دیوونه کنه. بعدش اون وخ، یعنی تا دیدیم که این جوری می‌تونه اون بتونه که باشه، زودی یه دونه گُه‌ام اون وخ فوراً گفتیم‌ش که آفریده اون بشه، بعدش اون وخ اون بتونه تازه باز بیش‌تر از هر چی گُله بو، هی منتشر کنه، از یه جاهاش. و ما در هر چه می‌کنیم عادلیم به عدالت. و به فراخور هر قومی از بنی‌اسرائیل و ابراهیم و احمدی‌ نژاد، اون قدر حروف فرستاده کردیم که اون بتونه که بگه هر چیزی اسم‌ش چی چی هستش مثلا. و ما داناییم به توانایی. و ستم نکنید میان کلمات، و اگه که سپاس یه وختی می‌ذارین، عادل باشین به عدالت و یه دونه‌شو بیش‌تر سپاس ندارین که اون وخ، اون یکی دیگه خیلی‌ بازم بیش‌تر از هر چی دل هستش، دل اون درد بشه. و همانا برابری بذارین از وختی که ساعت صبح می‌شه تا که ما شب را عین چادر سیاه حزب‌اللهی‌های توی کپنهاگ گسترده می‌کنیم روی روزتون. و ما خیلی تازه بیش‌تر از شما و جد و آباد شما دانا هستیم به برابری، یعنی که دمکراسی، بدون هیچی برادری. و همانا ما از دمکراسی آورندگانیم. ای کسانی که روزی هفتاد دفعه هی قمبل‌تونو هوا می‌کنین و هی رکوع به سجود می‌کنین، به حرف این فری‌شته‌ی خوشگل که فرستاده کردیم سوی شما گوش بکنین، امماکن هی همیشه به‌ش بگین که واسه هر چی که اون حالا می‌گه باید که اون یه دونه حجت بیاره که یه وخ گول نخورین و مثل چهارپایان اون بتونه سوار هر کسی بشه. و همانا ما از حجت آورندگانیم در هر چیز. و ما گند و گُه و گوز و کیر و خایه و کون و کپل و ممه‌های خوشگل خانوما و هر چی را که هست برابر آفریده کردیم، امماکن هی شما بعضی را به بعضی‌های دیگه سروری دادین، بعدش اون وخ چندتاشونو ورداشتین سانسور کردین، تازه اون وخ هی سه تا نقطه گذاشتین اون جاش. همانا قسم به آواز سول سورت و صدای بال یه دونه شب‌پره‌، که شما از سانسورکنندگانید. ای کسانی که هی ایمان می‌آرین بعدش اون وخ باز نمی‌دونم کجا می‌برین ایمان‌تونو، و شما را تفاوت نباشد که از چه لونی هستید، از قوم بنی‌اسماعیل و بنی‌ابراهیم و بنی‌احمدی نژاد. و همانا اگه قرار بود به آیه‌های ما هیچی گوش ندین، پس واسه چی چی آخه ما رو با چندتا حروف آفریده کردین و گفتین که دلت‌تون یه دونه آفریدگارِ این جوری ناز می‌خواد؟ و هی ما رو علاف خودتون کردین و هی گفتین که ما واسه‌تون فری‌شته بفرستیم از نوح و یعقوب و داوود. و آگاه‌تون می‌کنیم که این پلنگ خانوم دیگه آخرین فری‌شته‌تونه. و ما اونو عین ویندوز اکس‌پی هر روز هی آپدیت می‌کنیم، پس دیگه فری‌شته‌ی خوشگل‌تون هیچ وخ اون هیچ جوری مُرده نمی‌تونه که بتونه که بشه. و همانا ما از آپدیت کنندگانیم. ای کسانی که خودتون خواستین که به ما ایمان بیاورین، و ما یه عالمه زحمت کشیده کردیم و پلنگ خانومو فرستادیم کردیم به امریکا و او را توانا کردیم به دانایی و گفتیم به یه دونه فری‌شته‌ی خوشگل‌مون که اسم اون بیل گیت هست بگه که یه دونه ویندوز اکس‌پی درست کنه که بتونیم هی همیشه آیه‌های پلنگ خانومو با خودش هر دوتاشونو یعنی آپدیت کنیم، پس حالا که دیگه اینترنت براتون درست کردیم که رستگار بشین، دغلی نکنین، و هی سه تا نقطه نذارین به جای کلمات آیه‌های قشنگ ما. و همانا ما از رستگاران کنندگان هستیم. و از این همه نعمت که فرستاده کردیم از یمن و یسار، سوی شما، خوف کنید و به آیه‌های پلنگ خانوم هی ستم روا نکنید، امماکن اونا رو هی تند تند ترویج‌شونو، رواج بدین. و همانا ما از نعمت دهندگانیم.
 همانا آیه‌های کتاب پلنگ خانوم (4)
 

آیه‌ی شونزدهم.

الف، ق، ر، ی. بخوان به اسم هیفده میلیون مفلوک ِ بی‌فلک. و عدالت کن با پنجاه و سه میلیون قر و قاطی از هر قوم و نژاد که اون هستش. و ما به نام عدالت یه دونه فری‌شته‌های خیلی خیلی لُختالو فرستاده می‌کنیم برای اون که خادم و جاروکش ِ ملّت، اون دل‌ش می‌خوادش که بخوادش که باشه، که اونو بده به اقوام و انژاد ملّت‌ش. ای کسانی که ما رو پنهانکی یا آشکارکی منکر می‌کنین همه‌ش، بعدش الان زود زود هی یه دونه زمزمه‌تونو می‌گیرین سر می‌کنین، بعدش اون وخ یه دونه بیش‌تر از هر چی هی تند قضاوت می کنین، که پلنگ خانوم خودش دیگه اون یه دونه جاکش هستش حالا پس مثلا، آیا گوش ندارید که کر هستید؟ یا که خودمون دوباره عصبانی شدیم و دل‌تونو یه دونه مُهر زدیم و یادمون رفته که اون دوتا گوشاتون نمی‌تونه که بتونه چیزی رو بشنوه و بعدش اون وخ هی استماع‌ش بکنه؟ پس همانا بازم تیز کنید خیلی بیش‌تر از اون که می‌تونین هی هر دوتا گوشاتونو تا که یعنی ببینین که داریم چی چی ما می‌گیم باز حالا. و ما خودمون یه دفعه دیگه به‌ت می‌گیم که زمانی که هنگام‌ش حدیث ِ اون باز می‌تونه واسه‌ی ملت باشه، و بعدش اون وخ واسه‌ی خادم ِ ملت که بازم مال ِ همون ملت می‌خواد بخوادش که باشه، همانا که ما خودمون به تنهایی یه دونه جاکش هم تازه می‌تونیم که بتونیم که باشیم و تازه همون جوری که یه دونه شاعر بزرگ ما گفته بوده خیلی خیلی پیش‌ترش، شغل‌مونو با سلطنت هیچ کدوم از دنیا عوض نمی‌تونیم اصلا بکنیم. و همانا ما یه دونه سرور و سردر ِایل و تبار هر چی جاکشان هستیم.

و ما پلنگ خانومو فرستاده کردیم، و او را دانا کردیم به جمال این فری‌شته که اون تازه خیلی بازم هی اروتیک‌تر هست‌ش حالا مثلا، تا که حالا تو بتونی اونو به تنهایی ببینی، و مثل اول‌های قوم بنی‌ابراهیم این فری شته‌ی ما رو انکارش نکنی، بعدش اون وخ هی به زمین نگاه نکنی یا به عنکبوت بیچاره‌ای که اون روی دیوار راه می‌ره و می‌خوادش طلب طعمه واسه‌ی خودش کنه، و بتونی که بدونی که چشم داشتن همانا یه دونه محسنات اون می‌تونه که بتونه که باز باشه. و تو را نصرت ِ دانایی می‌دهیم به توانای که بدونی این فری‌شته‌ی ما از اونا نیست که باید خیلی بازم بیش‌ترش صبر کنی تا که بمیری، که بیادش بغلت؛ امماکن اون یه دونه فری شته‌ی آزاده هست‌ش که یه کم اون فمی‌نیست‌ام باز می‌تونه بتونه که باشه، و همانا هر وخ که دل‌ش یه دونه ارگاسم بخواد می‌آدش تا همه جاشو بمالونه به همه جاهای اون جای شما و بلکه اقوام شما. و همانا شما از برگزیدگان هستید. و تو را، و قوم تو را بشارت می‌دهیم که هر آینه یه دونه از شما، اون می‌تونه که این فری‌شته‌ی ما رو که عین خواهر سلیمونه، که پستونش امماکن حالا دیگه زیاد دراومده، هی فشار اون بتونه که بده. و همانا بدونین و خیلی‌ام تازه بازم خوش‌حالی کنین هی همیشه، که این فری‌شته‌ی ما رو، هر چی که هی به اون اورگاسم کنین، امماکن اون همیشه بازم اون وخ باکره می‌تونه بتونه بمونه، چون که نازناز‌ش یه جوری پلاست هستش و تازه عین یه جور بشور بپوشه مثلا، بعدش اون وخ با یه دونه کامپیوترم آخه ما اونو ساخته کرده هستیم که مایکروسافت‌ام اون تازه بازم خیلی زیاد داشته بوده. بعدش اون وخ یعنی این فری‌شته‌ی مامانی، نازنازش پرده نمی‌تونه بتونه توی مکنونات‌ش هیچ وختی داشته باشه، که یه دونه پسته‌خور هی اونو پاره بکنه بعدش اون وخ تازه آروغ بزنه، هی بگوزه، باز تازه اون وخ بگه اون دیگه پس یه دونه‌ بیوه هستش مثلا، که باید اون دیگه همیشه  دیگه هی بره جندگی کنه. و تو را بشارت می‌دیم که الخوف کنی از چکمه پوشیدن، که همانا چمکه جماعت، مال همه‌ی اون آدم‌کشان و راه گم کردگان است. و ما اونا رو چشم بندی کردیم و دانایی شونو همه شو گرفته کردیم تا که هیچی ندونن اونا که پس اورگاسم کردن به فری شته‌های ما چه جوری اون می‌تونه که بتونه که باشه. و همانا کمر بعضی از اونا رو با دی. ان. ا.ی گاوی ساخته کردیم  و به کمرشون بشارت دادیم که تا که اون می‌تونه، همه ش هی لقّی بکنه، شُلکی باشه عین یه دونه گاو، تا موجب ایجاد خنده ی مردمان بتونند که بشند. همانا قسم به شهد ِ دهان زنبوران عسل که ما از انتقام گیرندگانیم. و ما تو را برگزیده کردیم به جمالت که خودش بازم زیاد بدون این که یه کسی تو رو یعنی گیریم اون کرده باشه، شکل یه دونه خادم ِ ناز ِ خودت از اول ش بوده بودی، و فرموده کردیم به اقوام‌ت تا که مواظب باشن، تو رو قشنگ همین جوری خادمکی بسازونن. و به جریده عالم ثبت کرده بوده بودیم خیلی خیلی پیش‌ترش، و توی دی. ان. ا.ِی تو اینو نوشته کرده بودیم که تو یه روزی بتونی یه دونه‌ رئیس جمهوری ملّت باشی، و تو را نصرت کردیم به دانایی به همه‌ی مکنونات خادمی و جاروکشی که همانا ما از تمیزکنندگان هستیم. و به پلنگ خانوم گفتیم که یه دونه بشارت دادیم که تو رو توی جریده ی خودمون خیلی زود ثبت کنه. و همانا ما از تعیین کنندگان ثبت حالاتیم.
////////////////////
زیر نویس پرنسیپی‌ی پلنگ خانوم: ما این فری‌شته‌مونوامماکن از یه دونه دزد دیگه دیروز دزدیده اون وخ کرده بودیم.
آیه‌های کتاب پلنگ خانوم (5)
همانا به یاد هوشنگ خان گلشیری و غلامحسین خان ساعدی
 الف، لام، و، الف، ط. و ما اراده کردیم چند تا دونه آیه فرستاده کنیم به فری‌شته پلنگ خانوم، امروز، تا که خورشید اومد که نور بپاشونه روی هر جا که هست، امماکن بعدش دیدیم که اونا، آیه‌ها که می‌خواهیم اراده کنیم به فرستاده کردنش، خیلی زیاد بیش‌تر از هر چی بگی اشکالی هستن یه کمی. وهمانا ما فرستاده نمی‌کنیم سوی شما یه دونه فری‌شته رو با یه دونه آیه‌، مگه که ضرس ما خیلی بازم بیش‌تر از هر چی بگی قاطع باشه مثلا. و شما چه می‌تونین که بتونین که بدونین یه دونه مشکل اون چه قدر بازم خودش اشکالی هستش مثلا. امماکن ما خودمون هر چیزی رو به روشنی روشن می‌کنیم که اون چی چی بوده یا باز اون وخ، اون بوده بوده. همانا قسم به رنگ بال‌های یه دونه شاهپرک که ما دانا هستیم به روشنایی روز و به شب که خیلی اون بازم همیشه تاریکی‌ش بد جوری اون سیاه هست‌ش مثلا. و ما روشن کردیم همه‌ی آیه‌هامونو به روشنی‌ی همین صفحه‌ی مونیتور که جلو روی شماست. و بگو به اونا، تو، خودت پلنگ خانوم، ای کسانی که آیه‌های ما رو منکر می‌کنین، از قوم بنی‌اسراییل و ابراهیم و احمدی نژاد، آیا بازنمی‌گردید و به پشت سرتون؟ بعدش اون وخ یه دونه نگاه، هیش وخ پس شما نمی‌کنین؟ همانا خوف کنین، از اون کارهایی که با همه‌ی الواط‌های پسته‌خور قوم لوط کردیم، خیلی وخ پیشا. قسم به کورسوی خیلی خیلی روشن ِ کرم شب‌تاب که ما از تندحساب‌گران هستیم.

و همانا ما دیگه از دست این آدمی‌زاد خالی‌بند و قالتاق و جاکش دلم‌مون خیلی خیلی خسته شده، و اگه که می‌تونستیم یه آیه‌ فرستاده می‌کردیم و اصلا می‌گفتیم که خر ِ ما از کرگی اصلا خر نبود که اون تازه یه دونه دمب‌ام مثلا داشته باشه. امماکن دیگه کاری ما هیچی نمی‌تونیم اصلا که بتونیم بکنیم، مگه که چند میلیون اسامه بن لادن بسازونیم تا که زود تو چند روزش دنیا رو زیر و رو بتونن که یه دفعه بکنن. و ما این فری‌شته‌ی خوشگل پلنگ خانومو سازونده کردیم که شاید اون بتونه یه جوری، با شیرین زبونی کردن، مانع ما بشه از انتقام گیری از این موجود بنی‌بشر. و همانا ما اذعان می‌کنیم که از انتقام گیرندگان هستیم. بگو آیا خوف اصلا نمی‌تونین که بتونین که همین الان یعنی بکنین؟ قسم به همین آیه‌هایی که از سینه‌ی پلنگ خانوم دونه دونه، هی، اون هر روز، بیرون می‌آد به سوی شما، که ما خودمون شما رو از ِگل ِ گندیده‌ی سیاه، به هم چسبالو کردیم و درست کردیم ما، بعدش اون وخ دیدیم امماکن بد جوری هی بو می‌کنه، بعدش اون وخ یه کمی مجبورکی از دی. ان. اِ.ی خودمون توی مکنونات‌ شما یه دونه فوت کردیم. و شما نبودین مگه که هی دوست داشتین شکل ِ صورت ِ پسته فروشا رو بگیرین، امماکن ما یه عالمه بدبختی کشیدیم تا که بتونیم که شما رو شکل خودمون بسازونیم؟ و بعدش اون وخ شما ریدین به قد و قامت و بعدش اون وخ کلّ جمال ما. قسم به دب ِ اکبر و اصغر که الان توی آسمون کپنهاگ نور افشونی می‌کنن روی تن پلنگ خانوم که شما خیلی تازه بیش‌ترم جاکش هستین مثلا. و ما فرموده کردیم که از اون همه میوه که توش یه کمی دی. ان. اِ.ی کافوری کرده بودیم بخورین که کیرتون بلند نشه، و شما راه افتادین و بعدش اون وخ یه راست رفتین سراغ درخت پسته و هشتا هشتا هی پسته‌ها رو لمبونده کردین همه‌شو. بعدش اون وخ ادای فریب‌خورده‌ها رو درآوردین واسه‌ی ما که آی همه‌ش تقصیر شیطون بود و مار و پسته‌ی خندان. و همانا که شما همه‌تون از مزوّران هستید. آیا نمی‌دونستین که ما خودمون خیلی بازم بیشت‌تر از هر کی بتونی بدونی خوب می‌دونستیم که یه دونه آدمی‌زاد وختی که اون بنیادش یه ذرّه باز اون گِلِ ِ گندیده باشه، بهتر از این اون نمی‌تونه که بتونه که بشه؟ امماکن حالا دیگه کار از کار خیلی بازم زیادتر گذشته هستش مثلا. و ما شیطون به اون قشنگی رو که از آتیش هستش و وختی که روشن می‌شه اون هی شعله‌هاش خیلی قشنگ این جوری این جوری می‌شه از بهشت بیرون کردیم فقط واسه این که به‌ش ثابت یعنی که بتونیم بکنیم که آدمی‌زاد بازم خیلی زیاد قشنگ‌تر هست‌ش همیشه، چون که ما هی خودمون فوت کردیم توی تنش. امماکن شما اون وخ آب‌روی ما رو زودی ریخته کردین رو زمین.

و همانا ما داناتر بودیم به حرف شیطون وختی که گفت آدمی که از گِل ِ سیاه گندیده درست کنی، شک نباید اصلا داشته باشی که اون، یه دونه مادرجنده‌، اون می‌تونه که بتونه که بشه، که اون وخت‌ش دومی‌ش فقط خودش یعنی بازم هست مثلا. امماکن ما خواسته کردیم که یه دونه باز اون وخ بیلاخ به شیطون ما بتونیم که بدیم، بعدش اون وخ گفتیم این که ما سازونده کردیم هیچی اون اصلا نقصی نمی‌تونه که بتونه یعنی اون داشته باشه. و شما ریدین از بالا تا پایین توی کاسه کوزه‌ی ما و درست رفتین از همون یه دونه درخت پسته خوردین، تا کیرتون اون وخ بلند بشه، و بگیرین دست‌تون و راه بیفتین طرف حوای ناز ِ ما. و ما عصبانی بشیم و از بهشت بیرون‌تون اون وخ بکنیم تا که بعدش برین روی زمین و هر گُهی که دل‌تون خواستش اون جا بخورین. بعدش اون وخ باعث بشین که این آتیش خوشگل ما، که شیطون هست‌ش مثلا، شعله‌هاشو هی این جوری این جوری بگیره جلو ما برقصونه بعدش اون وخ هی به ریش ما همه‌ش قهقه‌یِ خنده کنه، تا وختی که میونه‌مون با اون‌ام به هم بخوره. و بعدش اون وخ هی فری‌شته بفرستیم ما سوی شما، امماکن شما هی پسته بخورین و آروغ بزنین و بگوزین و هر گُهی که دلت‌تون می‌خواد هی از اون بخورین و فری‌شته‌های ما رو به تخم‌تون‌ام اصلا نه که اون وخ که حساب‌ش بکنین. بگو قسم به بال‌های کوچولوی همین یه دونه شب‌پره که نورفشانی‌ی مونیتور ما رو با نور شمع اشتباه گرفته که شما از زیان‌کنندگان هستید.
عجب فلاکتی‌ داریم‌ها پلنگ خانوم، ببین این آدمی که شکل ماست مادرجنده کاری کرده که ما از دیدن شکل خودمون‌ توی آینه اصلا حال‌مون هی به هم بخوره. اگه می‌دونستیم آدمی که درست می‌کنیم این همه مادرجنده از آب درمی‌آد، به جاش چندتا دیگه سول سورت و سهره و ماهی‌ی خوشگل و چه می‌دونم پروانه و این جور چیزا می‌تونستیم که بتونیم که بازم درست کنیم.
پلنگ خانوم: آره، امماکن این‌ام خودش، بازم خیلی قشنگ هست‌ش اون یه وختایی. اگه این آدمی که ما با هم دیگه نشستیم و اون وخ سازونده کردیم نبودش، نمی‌تونستیم که بتونیم که حالا این جا نشسته هی باشیم، تازه هی به دُب اکبرم نگاه تازه بتونیم بکنیم، یا که بازم بتونیم به این یه دونه پشه که این قده ناز اون پر پر می‌کنه، بعدش اون وخ پرهاشو با دست و پاش اون می‌گیره صاف می‌کنه، نگاه کنیم.
1.                     آره، خب، اینو که تو درست می‌گی. امماکن این آدم مادرجنده‌ای که من می‌بینم هر چی که واسه‌ش جون بکنیم و آیه فرستاده کنیم، آخرش بازم همون جاکشی‌یه که همیشه بوده بوده.
پلنگ خانوم: امماکن ما که واسه هیش آدمی آیه فرستاده نه‌داریم می‌کنیم. خودمون با خودمون همه‌ش داریم خوش‌حالی بازم هی می‌کنیم که می‌تونیم ما که بریینم توی هر نظام هر چیزی که هستش مثلا. ما که عین بعضی‌یا نیستیم که می‌خوان اونا همه‌ش دیگرونو بخندونن، بعدش اون وخ امماکن اونا خودشون هیچ وخ خنده نمی‌تونن بدونن چی چی هستش مثلا. ما خودمون امماکن هر چی می‌گیم، واسه این ما اونو می‌گیم و نوشته‌ش می‌کنیم تا که توی این هوا که اون یه عالم بیش‌تر از هر چی بگی کیفوری هستش امشب، خودمون هی عوض‌ش غش غش شادی بگیریم با خودمون.
2.                      راست می‌گی پلنگ خانوم. امماکن آخه می‌دونی، این آدم‌ ِ پسته‌خورِ جاکش اون قدر هی می‌ره توی  اعصاب من  که می‌تونه که بتونه که همه‌ی اعصاب‌مو خراب کنه. بعدش دیگه نمی‌دونم چه غلطی باید بکنم. تازه بعضی وقت‌ها آدم یک کمی خیالاتی می‌شه، و فکر می‌کنه که اون‌ام مثل پسته خوره،ا توی این دنیا یه کاره‌ای‌یه. امماکن چون که ما دانا هستیم به نادانی‌ی دانایی، خیلی‌ام مثل شما خوب می‌دونیم که کلاه ما توی این دنیا همیشه پشت ِ پشتِ همه‌ی معرکه‌هاست.
پلنگ خانوم: من می‌گم خودم حالابه تنهایی، که دیگه افکار این جوری نباید که بشینیم بکنیم، چون که امماکن الان ساعت آخه اون می‌خوادش دو بکنه، بعدش اون وخ اگه که آیه‌هامون نصفه بمونه، نمی‌تونیم که بتونیم که اونو وختی قشنگ صبح می‌شه، هی ما اونو زود فرستاده کنیم روی سایتِ خیلی‌ام بیش‌تر از هر کی بگی مهم‌مون، بعدش اون وخ هر چی خواننده که اون هی بیادش، اون می‌تونه که بتونه که ببینه خونه‌ی ما اون هیچی دیگه آیه نداره.
3.                      پس بذار من  یه دونه قهوه بندازم بالا، بعدش اون وخ یه دونه آیه‌مونو بازم ادامه‌ش بکنیم.
پس همانا به این آدم ِ پسته‌خور بگو که بازم اون بایدش که بیش‌تر از هر چی بگی خوف کنه از این گُه‌کاری‌ها که توی دانمارک و تایلند و افریقا و یه عالم جاهای دیگه اون حالا، هی، هر روز تا که ما حواس‌مون نیست می‌کنه. و بگو ای آدم، ما تو را کامل آفریده کردیم اولش و حوا رو هم عین آدم کامل آفریده کرده بودیم، فقط واسه این که خیلی شکل هم‌دیگه نباشین، همین جوری دست کردیم لای پای اون و بعدش اون وخ یه تیکه از لای پای اون کندیم و چسبوندیم لای پای تو، بعدش اون وخ چون که ما مجبور هستیم واسه‌ی هر چی یه اسم ما زودی بذاریم گفتیم اسم اون می‌تونه که بتونه کُس باشه، امماکن این یکی که دراز هست‌ش خیلی‌ اون شکل یه دونه کیر می‌تونه که بتونه که باشه. بعد که بازم دیدیم هنوز اون وخ حوای ما شکل یه دونه آدم هست‌ش مثلا، دوتا ممه‌ی خوشگل‌ام سازونده کردیم و گذاشتیم رو ممه‌ش. امماکن تو، که آدم هستی مثلا، زودی رفتی، بعدش اون وخ، یه عالم پسته شکوندی خوردی، تا که هی راست کنی برای حوای قشنگ ِ خودمون‌، و همون یه تیکه رو که خودمون از لای پای اون کندیده‌ بودیم، بعدش اون وخ گفته بودیم لای پای تو باشه، هی فرو کنی دوباره لای پاهای خودش، و هی تکون تکون بدی، بعدش اون وخ هی دلت غش بکنه، ضعف کنه، بعدش اون وخ یه دونه اوج، بتونی تو بگیری و بلند بلند بگی آه، آه، آه، و توی عرش ما اون وخ یه کمی سیر بتونی که همه‌ش هی بکنی. و تو با چندتا آه آه کردن همه‌ی ابهت ما رو گذاشتی تو خودت زیر یه سئوال، و همانا ما خودمون از روی طبیعت‌مون اراده کرده بودیم که تو از زیر سئوال گذاشته‌گان باشی، و خودمون از بزرگواران باشیم و هی بخشندگی بتونیم برای تو بکنیم. و همانا ما بخشنده و رحمت کننده خیلی باز بیش‌ترم هی ما می‌تونیم که باشیم. امماکن تو بعد از این که چند دفه هی زدی به تاق حوا، حوصله‌ت سر رفت عین خود ِ ما، و یه شب دمرش کردی و گفتی بذار امشب یه دونه تجربه‌ی خیلی بازم تازه‌تر از اون بکنیم و قوطی‌ی وازلین رو کشیدی جلو، و انداختی توی اون یکی که اون وخ عین یه دونه حلقه بازم بیش‌ترم تنگ اون هست‌ش همیشه. و همانا تو از تجربه‌کنندگان هستی. و ما باز هم از سر تقصیراتت گذشتیم، چون که دیدیم تو اون کاری رو می‌کنی که جزو طبیعتت خودمونه، و گفتیم خب، اگه با یه دونه کون کردن مشکل‌ت حل می‌شه، به جهنم، امماکن چند روز بعدش ما دیدیم، باز داری یه دونه تجربه اون وخ دوباره باز هی می‌کنی، بعدش اون وخ، هی می‌ذاری این دفه تو دهن حوای ما، بعدش اون وخ هی می‌گی آهان، بمیک، آهان، آهان. بعدش اون وخ تازه اون کون به اون قشنگی رو ول کردی، تازه باز کُس به اون قشنگی رو گفتی خودت ولش بکن، بعدش اون وخ دهن حوا رو که نمی‌دونم بذاقش چی چی هست‌ش که سر آدم هی گیج می‌کنه ول کردی، بعدش اون وخ هی دوتا پستوناشو چسبوندی به هم‌دیگه تا که یعنی که یه سوراخ دیگه توی تنش، واسه خودت درست کنی. بعدش اون وخ باز همه‌ش بدعت اووردی همیشه تا که حوای قشنگ ما، اونم، بدعت گذاری‌ش خیلی‌ام بیش‌تر از هر چی بگی بدعت کرد. و تازه بازم اون وخ اون زد رو دست تو که آدم هستی مثلا، و حالا دوتا دوتا، سه تا سه تا، ورمی‌داره. تازه وختی که بگی چرا تو این جور می‌کنی، اون تازه یه داد می‌تونه که بتونه بزنه، بگه که من فمی‌نیستم، هستم. و ما که به مکنونات درون سینه‌ی شما دانا بودیم، می‌دونستیم که همه‌ی اینها برای سیر کردن توی عرشه، و گرفتن یه دونه اورگاسم که ما خودمون توی دی. ان. اِ.ی شما کار گذاشته بودیم. و همانا وختی که اورگاسم گرفتن یه دونه کاری باشه که عادلانه هست‌ش، ما چه کار داریم که شما توی کجای هم‌دیگه می‌خواهین هی فرو کنین. ای کسانی که به هیچ سوراخی رحم و مروت یه دونه هیچ وختی نمی‌کنین، آیا ما پلنگ خانومو فرستاده نکردیم و بشارت ندادیم به شما که بابا جون، توی هر سوراخی دل‌تون می‌خواد فرو کنین، امماکن فقط جاکش‌بازی رو، ول، شما بایدش که حتماً بکنین؟ و همانا ما شما رو به هیئت خودمون سازونده کردیم. چون که ما هیئت‌مون قشنگ‌تر از هر چی بازم هیئت و هیکل اون می‌تونه که بتونه که باشه. و ما هم یکه‌ایم و هم یگانه‌ایم، اروای کون همه‌تون، به جمال و کمال و دانایی. و فری‌شته‌ی ما پلنگ خانوم هم فقط همین یه دونه هست‌ش و دومی اون هیچی نمی‌تونه که بتونه باز اون وخ داشته باشه، و اگه که شما بازم یه کم هنوز شک دارین، پس یه دونه پلنگ خانوم  فرستاده کنین که بتونه این جوری برای هر کسی که اون توی دنیا هست‌ش، یکی آیه اون فرستاده کنه. و همانا پلنگ خانوم زیباست به کمال و جمال و دانایی، و هیچ کسی اون نمی‌تونه که بتونه این فری‌شته‌ی مامانی‌ی ما رو هم‌راه پسته‌خورها و فریب‌کاران و قالتاقا وقالپاقا توی یه دونه کاسه کنه. و این فری‌شته‌ی ما یه دونه تکبّر اصلا تو زندگیش نداره.
همانا ان الله ِ گفته ای کسانی که هی بعضی‌تون به بعضی‌تون تکبّر می‌کنین، ما خودمون یه دفه دیگه برای آخرین دفه، اون چشمای بابا غوری‌ی همه‌تونو وا می‌کنیم و اون گوشاتونو که عین یه دونه فاضل‌آب قدیمی گرفته، وا می‌کنیم، و شما رو توانا می‌کنیم به دانایی تا که بتونین بدونین که هر کدوم از شما اگه که اون یعنی دلش بخواد می‌تونه پلنگ خانوم باشه، و باز اگه که بخواد می‌تونه یه دونه پسته‌خور باشه و همیشه آروغ بزنه، و بگوزه و روی خاک، هی، فساد، اون بکنه و هی اون همه‌ش توی هر چیزی یه دونه ریدمون بزنه. و همانا ما دشمن هر چی پسته‌خوریم از هر لونی که اون بتونه که باشه. آیا یه دونه الخوف هیچی از ما نمی‌کنین؟ و ما پلنگ خانومو به اون گفتیم که شما رو یه دونه اون بشارت بده که یادتون بیاره که با الواط ِ لوط چه جوری تندحساب کردیم ما خودمون. ای کسانی که همه‌ی دنیا و همه‌ی هر چی که مافیها هست‌ش، به تخم‌تونه، آیا وقتی که میل کردین به اون یه دونه سوراخی که لای لمبر هست، ما یه عالمه غلمان براتون فرستاده نکردیم؟ آیا نگفتیم اگه که درست‌کار باشین توی بهشت هم حور و پری به‌تون می‌دیم هم غلمان که فقط کون می‌تونه اون به‌ شما همه‌ش بده؟ و همانا ما دانا هستیم به مکنونات درون و بعدش اون وخ بیرون شما. و زمانی که هی دیدیم هنگامه می‌کنین برای غلمان‌ها و تنگی‌ی حلقه‌های‌شان، آیا اجابت نکردیم دلتنگی‌ی همه‌تونو و فرستاده نکردیم غلمان‌های خوشگل توی همین دنیا سراغ‌تون تا هر چی دل‌تون می‌خواد هی بکوبین به تاق اون؟ و همانا ما برای شما مادرجنده‌ها این همه جاکشی و کون‌کشی کردیم، امماکن بازم شما هیچی عدالت نه‌بخواهین، هیچ وختی، بکنین. و هی بازم یه دونه دیگه نا سپاسی می‌کنین و تا که یه پسر بچه‌ی خوشگل می‌بینین توی مهد کودک یا که توی تایلند، باز هوس می‌کنین بکنین توی کون اون. و شما جاکش‌های مادرجنده‌ی نمی‌دونم چی چی، از پدوفیلی‌یان هستید، و هیئت‌تون خیلی کیری‌فیلی‌یه.
همانا ان الله ِ گفته که ای قوم بنی هر چیزی که هست، که از دانمارک و سوئد و نمی‌دونم کجا و کجا بلند می‌شین می‌رین توی تایلند و مایلند تا که کون ِ یه دونه بچه‌ی پنج، شیش، هشت ساله بذارین و یه دونه باز ارگاسم بگیرین، خوف کنین از الخوفی که فرستاده می‌کنیم ما با پلنگ خانوم الان. و همانا ما یه دونه ویروس فرستاده می‌کنیم توی همون سوراخی که شما پسته‌خورهای مادرجنده، توی همه‌ی دوره‌های تاریخ، توش فرو می‌کنین با بی‌عدالتی، و یه دونه عذاب خیلی باز بیش‌ترم هی الم‌انگیز فرستاده می‌کنیم توی مکنونات‌تون، و خلایق را دانا می‌کنیم به اشکالات فیها خالدون‌ شما. و همانا ما می‌تونیم که بتونیم که اون وخ خیلی بازم کارا، هر وخ بکنیم. و پس بگو ای پلنگ خانوم به این قوم مادرجنده‌ی همیشه الواط ِ پسته‌خور که همانا ما یه دونه کاری می‌تونیم بکنیم که موش از کون‌تون بلغور بکشه، و آرزوی کون دادن بکنین، و هیچ احدالناسی توی کون‌تون نه‌بتونه که یه وختی بکنه. امماکن ما فرستاده می‌کنیم یه دونه مشعل المپیک و به پلنگ خانوم گفته می‌کنیم که همونو بگیره حواله توی کون‌تون کنه. و همانا ما از سخت‌ترین حواله کنندگان هستیم.
و قوم بنی‌اسرائیل را بگو آخه مادرجنده‌ها چه قدر هی این فلسطینی‌های بیچاره رو تیکه تیکه می‌کنین؟ آیا کور هستید که نمی‌بینید؟ یا فقط به پسته‌خوردن خودتون فکر می‌کنین و به کیر و خایه‌ی خودتون؟ آیا نمی‌تونین هیچی اصلا ببینین که از این همه بچه‌های ناز ِ خوشگل ِ فلسطینی بمب و گلوله هی، هر روز، پشت سر هم، ساخته می‌کنین؟ که هی می‌ذارن زیر تخم خودشونو و تخم یه مشت بد بخت بیچاره که اونا عین خودشون تازه هستن همیشه؟ آیا پند نمی‌گیرید جاکشا؟ آیا اون دل مادرجنده‌تون می‌خواد یه دونه دیگه هیتلر براتون فرستاده کنیم تا جد و آبادتونو به گاییدن بده و دود کنه بفرسته همه‌شونو روی هوا؟ که تا چند نسل‌تون هی فیلم شیندرلیست بسازین و پیانیست سازونده کنین؟ آیا پند هیچی نمی‌خواهین شما هیچ وخ اصلا که بخواهین بگیرین؟
همانا ان اللهِ گفته ای دغل‌های اهل کتاب و ای دغل‌های اهل هر کدوم هنری که شما می‌تونین که بتونین که باشین. ای کسانی که با واحد ِ کلمات و فریم ِ فیلم و نت ِ موسیقی و همه‌ی نعمت‌هایی که براتون، خودمون فرستاده کرده‌ایم تزویر می‌کنین، و همیشه به نفع ِ منافع ِ پسته‌خورهای جاکش کار می‌کنین، با شماها هستیم آهای همیشه هی بازم مزوّرها، که تو داستانی که هی می‌سازونین، همیشه یه دونه انکر منکر، هی، کار می‌ذارین، یا یه دونه باز امام‌زاده، شما، می‌سازونین که اون وخ هیچ‌چیش، اون، تو زلزله شمال، خراب نمی‌تونه بتونه که بشه. بعدش اون وخ توی فیلم‌هاتون بازم یه دونه فری‌شته‌ی خوشگل ما رو، هی، به اون می‌گین که با صدای خیلی خیلی نازش، اون باید، امماکن، بشینه، یه دونه آیه‌ی قرآن بخونه. یا که هی تو خونه‌تون نشسته و چارزانو و درازکشیده، خایه‌های پادوهای ارشاد اسلامی رو با دست و پا، و هر جاتون، واکس می‌زنین. یا که توی خارجه اگه بازم نشسته هستین امماکن هی یه جوری از راه دور بازم ولی واکس می‌خواهین که بخواهین بزنین. آیا پند نمی‌گیرید ای بوزینگان ِانترها؟ و ما یه دونه احمدی نژاد واسه‌تون فرستاده کردیم تا هر چی که دلت‌تون می‌خواد، حالا بتونین، نشسته یا که خوابیده، هر جا می‌خواهین، خایه‌های نژادشو واکس بزنین. و هوشیاری کنین پس یه کمی، و یادتون بمونه که ما از واکسی سفارش‌دهندگان هستیم.
همانا ان الله ِ گفته ای پلنگ خانوم عین یه دونه قاضی‌ی عادل هی با یه دونه چکش بکوب به میز، و هی بشارت بده به اونا که از خودِ ما هم اونا یه وختایی تازه بازم داناترند ارواح کُس عمه‌شون، و هی با چراغ دانایی امماکن دغلی خیلی می‌کنن اونا توی همه‌ی نعمت‌های ما. و همانا ای بوزینگان، ای انترهای رنگالو، ما کلمات را برای بازکردن دکون بقالی فرستاده نکرده بوده بوده‌ایم هیچ وخت‌ش، تا که هی شما با اون ایوحنّاسو همه‌ش فریب بدین. و همانا به هر چی که اون دغل و خالی‌بند و کلاش و ملاشه بگو، ای کسانی که هی این جوری می‌کنین با نعمت‌های ما، آیا یادتون رفته که همین یه کمی پیش‌ترش یه دونه استالین فرستاده کردیم براتون تا که تو هر جای دنیا که بتونین که باشین بزنه خوار و مادرتونو زودی یکی کنه؟ و ما برای هر کسی، اهل ِهر چیزی که اون باشه، یا مال هر قومی که اون بتونه که باشه، یه دونه پادافره همون شکلی براش فرستاده می‌کنیم. و ما از سنگین پادافره فرستادندگانیم.
همانا ان اللهِ گفته ای جاکشایی که همه‌ جای خاک زبون بسته، تا که می‌تونی هی خون‌ریزی می‌کنین، شما از هر لونی؛ و کون بچه‌های مفلوک تایلندی و مایلندی پاره می‌کنین، آیا خوف نمی‌کنین از روزی که یه دونه مشعل المپیک فرستاده کنیم تا حواله کنند توی کون‌تون؟
و بگو به بعضی از آن‌ها که با واحدِ کلمه یا واحدِ هر چیز دیگه‌ای به نفع جیب‌شون، مقدمه‌ی این جور چیزها رو هی سازونده می‌کنن، که بازم بشارت می‌دیم به شما که دیگه خیلی اون وخ خوب بدونین که از این به بعد، اون دنیا و آتیش ِ جهنم و مارِ غاشیه و گوشکوب ِ حاشیه، و هر چی که قبل از اینا بازم توی دستگاه ما اون بوده بوده، همه‌شون اروای کُس عمه‌تون، با هم دیگه، همین جا، روی این زمین خدمت می‌کنن، خدمت‌همه‌تون. و همانا که ما از خدمت کنندگان هستیم.
 
————————–
زیر نویس: هر سالی من هی خودم می‌بینم که چند تا هی مربی مال مهد کودک اونا خواسته بوده بودن که کون بچه کوچولوها بکنن، یا که یه جوری که معلوم نشده کون اونو کرده بودن. توی تلویزیون خیلی خودم امماکن زیادم دیدم. یه دونه بچه بودش که اون، به هر چی شرفه که توی دنیا باز هنوز پیدا می شه، که همه‌ش سه ساله هم اون نمی‌تونست که بتونه که باشه، امماکن یه مردکی که جاکش اون بوده بودش، اون خودش وایساده بود توی یه دونه کافه‌ای، یه دونه کوکاکولا داده بودش دست همون اون که خیلی‌ام بچه بودش، بعدش اون که خیلی جاکش بوده بود، یه دونه انگشت این جوری کرده بود توی کون بچه‌هه، که اون نشسته بود روی یه دونه صندلی، بعدش اون وخ هی با انگشت‌ش این طوری می کرد. یه کسی یواشکی فیلم اونو گرفته بودش مثلا. بعدش اون وخ تلویزیون ما خیلی زیاد بیش ترم از این فیلما همون شبی نمایش کردش که آدم یه عالمه اون وخ اون برای بچه‌ها گریه می‌تونست که بتونه بکنه.

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

w

Connecting to %s

%d bloggers like this: